سيد محمد باقر برقعى

3284

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

و يا بود رامشگر نرم‌دست * ز بنگاه رامشگران الست دمى چند با ساز دوران نواخت * دگر ره به سرمنزل خويش تاخت * * و يا خود يكى رشته زين ساز بود * كه با لحن جاويد دمساز بود كنون ناهماهنگى آغاز كرد * كه دورانش از ساز خود باز كرد * * خطيبى توانا و چالاك بود * كه خواننده بر مجمع خاك بود به سر برد آن خطبهء نامدار * فرود آمد از منبر روزگار اى ماه . . . اى ماه چه تابنده گوهرى * مانا رخ تابان دلبرى چون چهرهء عارف گشاده‌اى * چون خاطر دانا منوّرى گاهى چو يكى حلقهء سپيد * كوبنده بر اين قيرگون درى بر مزرعهء سبز آسمان * گه داسى و گاهى دروگرى پروانهء اين سبز گلشنى * پيرايهء اين هفت پيكرى آيينهء اسكندرى از آن * كوبيده به سدّ سكندرى اى ماه ! مرا بر زمين مهيست * ماهى نه ، كه خورشيد خاورى گر چهر گشايد چنان كه هست * تو در برش از ذرّه كمترى . . .